عروسی رفتن نیایش و ماجراها.....
دختر نازم اینجا 6 ماهشه که آماده شده بودیم بریم عروسی که چشمتون روز بد نبینه که 1 لحظه تا روسرس سرم کنم بابا مهدیم کتشو بپوشه تو شیطونی کردی و یهو از رو تخت افتادی زمین کنو میگین حالم خراب شد خلاصه بد جوری ترسیدیمو عروسی کوفتمون شد عزیزم 
خیلی دوست داریم دخترم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عروسی رفتن نیایش و ماجراها.....
